خوشم می آید، هر چه ما کم می گذاریم و هنوز تکلیفمان را با خودمان روشن نکرده ایم و دنبال بازیهای خودمان هستیم و ... اما آقا - ماشاءالله - اصلا کاری به این حرفها ندارد! خودش می برد و می تازد و می رود جلو!
دیدید جلسه با جوانان همایش بیداری اسلامی را؟ نمازجمعه را چطور؟! هیچ توضیحی لازم ندارد، فضای این جملات را مقایسه کنید با فضایی که ما - و به قول خودمان بچه حزب اللهی ها! - در آن سیر می کنیم!
اول، بشارتهای آقا در دیدار با جوانان:
امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخى است. دوران جدیدى در همهى عالم دارد آغاز میشود... این پیچ تاریخىاى که گفتم، عبارت است از تحول از سیطرهى چنین دیکتاتورىاى به آزادى ملتها و حاکمیت ارزشهاى معنوى و الهى؛ این پیش خواهد آمد؛ استبعاد نکنید.
... بعد از این هم در همهى توطئهها علیه جمهورى اسلامى شکست خواهند خورد؛ این وعدهى الهى است به ما، و ما شک نداریم. ما در صدق وعدهى الهى تردید نمیکنیم.
... شما جوانها به حول وقوهى الهى و باذناللَّه آن روز را خواهید دید و انشاءاللَّه افتخارات خودتان را به نسلهاى بعد از خودتان تحویل خواهید داد.
یا این تهدیدهای آقا در نمازجمعه که خیلی دوست دارم قیافه اسرائیلی ها و آمریکایی ها رو بعد از این جمله ها ببینم!
ما آنجائى که دخالت کنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجهاش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائى هم از گفتن این حرف نداریم.
بدانند - میدانند هم - که ما هم در برابر تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتى، تهدیدهائى داریم که در وقت خودش، آن وقتى که لازم باشد، انشاءاللَّه اعمال خواهد شد.
یا این آسیب شناسی از خودمان که یک وقت این دستاوردهای بالا را به خودمان نگیریم!
ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگى هستیم.
یکى دیگر از ضعفهاى ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهاى علمى، پیشرفت اخلاقى و تزکیهى اخلاقى و نفسى پیدا نکردهایم؛ این عقبماندگى است.
در عدالت اجتماعى هنوز به نقطهى مورد نظر اسلام - که آرزوى خود ما بوده است - نرسیدهایم...
یا وظایفی که حالا داریم:
مسئولین کشور و خدمتگزاران مردم باید احساس مسئولیت کنند. تقصیرها را گردن هم نیندازیم.
کار اصلى دیگر این است که از ارزشهاى اصولى نباید غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشویم، از اصول غافل بمانیم. این هم شرح مفصلى دارد.
حفظ اتحاد و همدلى، یکى دیگر از وظائف ماست... اختلاف نظر اشکالى ندارد؛ اما بایستى در جهتگیرىهاى نظام و کشور و انقلاب پشت به پشت یکدیگر بدهند، دست یکدیگر را محکم بفشرند و به پیش بروند؛ هم اینها، هم مردم با هم، هم مردم با مسئولین.
یکى هم پرهیز از تنبلى و کمکارى است. کسالت، کمکارى و تنبلى، یک انسان را، یک خانواده را، یک کشور و یک ملت را تباه میکند. همه باید کار کنند...
یکى از کارهاى اصلى که باید انجام بدهیم و همه باید به آن توجه داشته باشیم، این است که فریب لبخند دشمن و وعدههاى دروغ جبههى دشمن را نخوریم... همین اظهاراتى که آمریکائىها کردند، رئیس جمهور آمریکا کرد؛ نامهاى که به ما نوشت، جوابى که ما دادیم؛ بعد عکسالعمل و اقدامى که آنها با مضمون آن نامهها کردند. اینها یک روزى در اختیار افکار عمومى دنیا - آن وقتى که لازم باشد - قرار خواهد گرفت...
یا این نکته های انتخاباتی:
انتخابات مصونیتبخش به کشور است. آن چیزى که هیبت این ملت را حفظ میکند، قدرت معنوى او را به رخ دشمنان میکشاند و آنها را از تعرض منع میکند و میترساند، حضور مردمى است...
مسائل کوچک را نباید بزرگ کرد. نباید القاء بحران کرد. سعى میکنند با هزار وسیله اثبات کنند که در ایران بحران هست. چه بحرانى؟ کدام بحران؟
آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمتزنى و بدگوئى به یکدیگر است. فضاى انتخابات باید سالم باشد.
آن کسانى هم که در انتخابات رأى نمىآورند، مواظب باشند آن کلاهى که بر سر رأىنیاوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود؛ فریب نخورند.
خلاصه این چند روزه یک دوپینگ حسابی با این صحبتهای آقا کردیم... التماس دعا، یا حق!!