اول سلام!

دوم ميلاد کربلاييان را تبريک می گويم.

سوم امروز روز ميلاد حضرت اباالفضل العباس است:

هرچه می خواهی طلب کن از علمدار حسين 

         منتی گر می کشی از مرد می بايد کشيد

اما بعد قرار است در اين مطلب بپردازم به کامنت هايی که تابحال برای اين وبلاگ گذاشته شده.
اولين کامنت ازفردی به نام هدی بود که توی وبلاگش نوشته در بلژیک زندگی می کنه: «سياسی؟! نچ!نچ!» که با توجه به اسم وبلاگ تا حدی هم طبیعی به نظر می رسید.

اما زينب از وبلاگ زيبای عطرنماز  نوشته اند: «... نمی دونم چی بگم ولی تا زمانی که جماعت دانشجويی اين شعار را بر لب دارند که: وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد...... هيچگاه هيچ قدرتی توان هيچ گونه غلطی را ندارد...» ما هم می گوییم: بر منکرش لعنت! (البته زينب خانم از ماه شعبان در رحمة للعالمين  می نويسند. مطلب اولشان که خيلی جالب بود)

دوست عزیز مصطفی فقیهی که وبلاگ سینمای سياسی را اداره می کند (چون همه مطالبش را نمی پسندم لینک نمی دهم) از نامه ابراهیم نبوی به آقا گله کرده بودند: «...ابراهين نبوی که در آن طرف آب چيزهايی شنيده بود و فکر کرده بود که تمام است با حالت مستی نامه را برای آقای جامنه ای مينوشت...» (غلط های املایی مال خود پیام است!)

آقا سيد(انجوی نژاد) هم يکی دوباری کامنت گذاشته اند که جواب کامنت هايی بوده که برايشان گذاشته بودم. انگار هنوز ما را قابل ندانسته اند مطلبی درباره موضوع وبلاگ بگذارند...

شميم که قبلا لينکش رو گذاشتم نوشته:«...فکر کنم من که اقا رو ببينم از ذوقم نتونم حرف بزنم فقط اقا رو نگاه کنم و کيف همه عالم ........بفدای مولای غريبمون....يامولا علی ادرکنا بظهورالحجة»

 hosein هم نوشته:«خدا خيرت بده ... قربونه رهبر مظلوممون برم»

«کارگر معدن» بحثی رو شروع کردند که لازم می دانم ازشون تشکر کنم (به خاطر ادبشان). اما خوشحال می شدم اگر ادامه پيدا می کرد.

دوست عزيز gharibe ashena که هيچ آدرسی از خودشان نگذاشته اند برای مطلب «جمعه!!» و آن حديث نوشته اند:«... ولی من بارها و بارها توی همين زمان ِ ذکر شده خواستم ............. اما نگرفتم./ همه جور التماس کردم ... خواهش کردم ... دلشکسته و گریون خواستم ... به زور خواستم ... ولی نداده که نداده. خواهش میکنم نگید که صلاح نبوده یعنی هر چی که من می خوام صلاح نیست. اما هنوز هم کمی امیدوارم....»

من نمی دانم چه جوابی بدهم... از دوستان می خواهم کمک کنند...

ايشان برای مطلب قبلی نوشته اند: «... زيارت قبول ... ای کاش امام رضا منم ميطلبيد خيلی دلم براش تنگِ ... آقا مجید شما رو بخدا من ِ غريب رو خيلی دعا کنيد بدجوری گرفتارم...» ان شاءالله امام رضا زيارتش رو نصيب همه عاشقان بفرمايند و در مورد دعا هم به علت اينکه قابل نيستم دست همه دوستان رو می بوسم... و گفته اند منتظر مطلب بعدی هستند که اميدوارم اين مطلب راضيشان کند!

vinchenzo گفته: «آقا جان دلم تنگ .تنگ تنگ.»

امين گفته: «...قبول باشه که قلب نازنین آقا را خوشحال میکنی ، بنویس از عظمت و معنویات این سید بزرگ ، دست حق نگهدار رهبر و فرزندان مخلصش ...» امين توی وبلاگش لينک اينجا رو هم گذاشته که ازش تشکر ميکنم.

حاج کاظم صاحب وبلاگ جالب دوکوهه هم حسابی شرمنده کرده اند. البته هشدار مناسبی هم داده اند که کار سختی رو شروع کرده ام. (محبت هم همين هشدار را داده) هر چند حرف بجايی است اما خب بايد بگويم که قرار نيست من به تنهايی اين کار رو انجام بدم که سخت باشه. اين وبلاگ متعلق به همه عاشقان ولايت است. البته خوشحال می شم مخالفان هم نظرات منطقی خودشون رو بگن. (نه مثل يکی دوتايی که فحش داده بودند و مجبور شدم کامنتشون رو پاک کنم) 

همچنين حاج کاظم گفته که جای يک عکس مشتی از آقا هم خاليست. به روی چشم!! الساعه!

واقعا خسته شدم! فکر نمی کردم اين مطلب اينقدر وقتمو بگيره. قول ميدم بقيه شو هرچه زودتر بنويسم...

يا حق!!