بعضی ها فکر  می کنند وقتی حضرت آقا در ایام انتخابات توصیه هایی می فرمایند، که همدیگر را تخریب نکنید و... در حد «توصیه اخلاقی» است! در صورتیکه از نظر ایشان چنین مسائلی به اصل نظام ضربه می زند. خواهش می کنم این چند خط از بیانات آقا را که در سال 70 فرموده اند، اما هنوز هم بوی تازگی از آن به مشام می رسد، با حوصله بخوانید:

سرفصل سوم، مربوط به مسائل سیاسى جامعه و همین رقابتها و برخوردهاى خطى است. به نظر من، در این زمینه آنچه که ما بگوییم، از آنچه که امام فرمودند، کمتر و نارساتر است. در این قضایا، امام لبّ مطلب را بارها و بارها گفتند. واقعاً به خط امام برگردیم. دو گروهند باشند اما چرا باهم تعارض مى‏کنند؟ مگر نمى‏شود نقاط مشترک را هم در قبال نقاط محل افتراق مورد توجه قرار داد؟ چه اشکالى دارد جمع‏هایى که باهم معارضند جمعهاى روحانى، جمعهاى دانشجویى، جمع‏هایى که در مجلس یا جاهاى دیگر هستند هرچند وقت یک‏بار با همدیگر بنشینند، آن نقاط مشترک فى‏مابین خودشان را به زبان بیاورند؟ شما مگر در چند چیز باهم اختلاف دارید؟ مگر نقاط اختلاف، از نقاط اتفاق و وحدت نظر قوى‏تر و مهم‏تر است؟ چه کسى چنین چیزى را گفته است؟ چه کسى مى‏تواند این حرف را ادعا بکند؟

آن کسى که به برادر مسلمان خودش، که گرایش و خط سیاسیش با او فرق دارد، اهانت مى‏کند، به او مى‏پرد، علیه او مى‏نویسد و داد سخن مى‏دهد، آیا نمى‏داند که با این کار چه چیزى از دست خواهد داد؟ شما مى‏خواهید به خیال خودتان برادرتان را اصلاح کنید. آیا آن کسى که این انتقاد و این اعتراض یکسره و مطلق شما را که غالباً اعتراضها مطلق است مى‏شنود، او همان برادر شماست؟ برو برادرت را مخفیانه پیدا کن، هرچه مى‏خواهى به او بگو؛ چرا با این اختلاف‏افکنى، مردم و مخاطبان عمومى جامعه را دچار تشویش فکرى مى‏کنى؟

من باید این را صریحاً عرض بکنم که متأسفانه از طرفین چنین کارهایى هست. اگر کسى بگوید که ما در این جهت یک جناحى هستیم، ما ملاحظه مى‏کنیم، باید بگویم که نخیر، من این را تأیید نمى‏کنم. متأسفانه طرفین برخوردهاى خشن و نامتناسب با محیط اسلامى باهم دارند. حرفها با اهانت، با خلاف واقع و احیاناً با تهمت همراه است. از کار یک نفر، یک جمع‏بندى کلى و یک استنتاج عمومى مى‏کنند؛ که این غلط و تزویر است. برادران! اگر این کار ادامه پیدا کند، ما چه چیزى را از دست مى‏دهیم؟ مردم و همین اعتمادى را که عرض کردم.

من یک‏وقت عرض مى‏کردم که اگر مردم اهل اصطلاح باشند، الآن اجماع‏ مرکب‏ بر فسق همه است؛ چون طرفین مُجمعند! این‏ها مى‏گویند آن‏ها بدند، آن‏ها هم مى‏گویند این‏ها بدند، و قول ثالثى نیز وجود ندارد! این چطور برخورد کردن با قضایاست؟ اعتماد مردم را به اصل نظام از دست مى‏دهیم. نگویید مردم به نظام بى‏اعتماد نمى‏شوند. این نظامى که ده سال، یازده سال کسى مثل امام بالاى سرش بود و آن شلاق کوبنده‏ى فرمایشهاى آن بزرگوار بر سر و شانه‏ى همه‏ى ما فرود مى‏آمد به حجم فرمایشهاى امام نگاه کنید؛ من گمان نمى‏کنم که در هیچ موضوعى به‏قدر موضوع اختلافات، ایشان مطلب فرموده باشند درعین‏حال ماها اصلاح نشدیم. آیا این نشان نمى‏دهد که بنیان کار خراب است؟ اگر ادامه بدهید، این استنتاج را شما براى مردم درست مى‏کنید و دیگر نمى‏روند نقاط مثبتى را که در این بین هست، پیدا کنند و روى آن تأمل نمایند؛ خواهند گفت که معلوم مى‏شود اشکالى در اصل کار هست!