بیانات حضرت آقا در اجلاس علما و بیداری اسلامی، یک بار دیگر خطای در تحلیل مسائل جهان اسلام را از سوی اکثر سیاستمداران و فعالان سیاسی کشور روشن کرد.

در حالی که حتی بسیاری از حزب اللهی ها با استناد به اتفاقات پراکنده ای که در کشورهای اسلامی در حال وقوع است، در مواضع حضرت آقا در باب بیداری اسلامی تشکیک کرده بودند، ایشان با تأکید چندباره بر «وعده الهی»، همچنان بیداری اسلامی را در صدر مسائل جهان اسلامی تحلیل کردند و شرط تحقق کامل وعده ها را هم حرکت با «صبر و بصیرت» عنوان کردند:

«بیدارى اسلامى که سخنگویان جبهه‌‌ى استکبار و ارتجاع حتّى از به زبان آوردن نام آن نیز پرهیز میکنند و میترسند، حقیقتى است که اکنون تقریباً در سراسر دنیاى اسلام میتوان نشانه‌‌هاى آن را دید. بارزترین نشانه‌‌ى آن، اشتیاق افکار عمومى و بویژه در قشرهاى جوان، به احیاء مجد و عظمت اسلام و آگاه شدن آنان از ماهیت نظام سلطه‌‌ى بین‌‌المللى و آشکار شدن چهره‌‌ى وقیح و ستمگر و مستکبر دولتها و کانونهائى است که بیش از دویست سال شرق اسلامى و غیراسلامى را در زیر پنجه‌‌هاى خونین خود فشرده و با نقاب تمدن و فرهنگ، هستى ملتها را دستخوش قدرت‌‌طلبىِ بیرحمانه و تجاوزگرانه‌‌ى خود کرده‌‌اند.

ابعاد این بیدارى مبارک بسى گسترده و داراى امتدادى رمزگونه است؛ ولى آنچه از دستاوردهاى نقد آن در چند کشور شمال آفریقا دیده شد، میتواند دلها را به نتائج بزرگ و شگرف آینده به اطمینان برساند. همواره تحقق معجزگون وعده‌‌هاى الهى، نشانه‌‌ى امیدبخشى است که تحقق وعده‌‌هاى بزرگتر را نوید میدهد. حکایت قرآن از دو وعده‌‌اى که خداوند به مادر موسى  داد، نمونه‌‌اى از این تاکتیک ربوبى است.
 در آن هنگامه‌‌ى دشوار که فرمان به آب افکندن صندوق حامل نوزاد داده شد، خطاب الهى وعده فرمود که: «انّا رادّوه الیک و جاعلوه من المرسلین».(1) تحقق وعده‌‌ى اول که وعده‌‌ى کوچکتر و مایه‌‌ى دلخوشى مادر بود، نشانه‌‌ى تحقق وعده‌‌ى رسالت شد، که بسى بزرگتر و البته مستلزم رنج و مجاهدت و صبر بلندمدت بود: «فرددناه الى امّه کى تقرّ عینها و لا تحزن و لتعلم انّ وعد اللَّه حقّ».(2) این وعده‌‌ى حق، همان رسالت بزرگ است که پس از چند سال تحقق یافت و مسیر تاریخ را تغییر داد.

نمونه‌‌ى دیگر، یادآورى قدرت فائقه‌‌ى الهى در سرکوب مهاجمان به بیت شریف است، که خداوند به وسیله‌‌ى پیامبر اعظم، براى تشویق مخاطبان، به امتثال امر: «فلیعبدوا ربّ هذا البیت»(3) به کار میبرد و میفرماید: «أ لم یجعل کیدهم فى تضلیل».(4)

 یا براى تقویت روحى پیامبر محبوبش و باور وعده‌‌ى : «ما ودّعک ربّک و ما قلى»،(5) از یادآورى نعمت معجزگون : «أ لم یجدک یتیما فأوى. و وجدک ضالّا فهدى» بهره میگیرد. و چنین نمونه‌‌هائى در قرآن بسیار است.
 آن روز که اسلام در ایران پیروز شد و توانست دژ آمریکا و صهیونیزم را در یکى از حساسترین کشورهاى این منطقه‌‌ى بسیار حساس فتح کند، اهل عبرت و حکمت دانستند که اگر صبر و بصیرت را به کار گیرند، فتوحات دیگر پى‌‌درپى فرا خواهد رسید؛ و فرا رسید«.


 حضرت آقا با باز کردن افقهای جدید پیش روی بیداری اسلامی، هدف نهایی را نه «سرنگون کردن چند دولت دست نشانده»؛ بلکه ایجاد «تمدن درخشان اسلامی» دانستند:

«... دومین نکته، لزوم ترسیم هدف بلندمدت براى بیدارى اسلامى در کشورهاى مسلمان است؛ نقطه‌‌ى متعالى و والائى که بیدارى ملتها را باید سمت و سو دهد و آنان را به آن نقطه برساند. با شناسائى این نقطه است که میتوان نقشه‌‌ى راه را ترسیم کرد و هدفهاى میانى و نزدیک را در آن مشخص نمود.

 این هدف نهائى نمیتواند چیزى کمتر از «ایجاد تمدن درخشان اسلامى» باشد. امت اسلامى با همه‌‌ى ابعاض خود در قالب ملتها و کشورها، باید به جایگاه تمدّنىِ مطلوب قرآن دست یابد.»

 

مطلب مرتبط:

چه کسانی در تحلیل حوادث منطقه دچار «خطای در تحلیل» شدند؟!