سلامی چو بوی خوش آشنايی...

 

اول - من يک معذرت خواهی به همه دوستان بدهکارم. اين چند روز اصلا فرصت نکردم... ان شاءالله بتوانم جبران کنم. ضمنا يک معذرت خواهی ديگر چون چند روز است که در دانشگاه ما وبلاگهای پرشين بلاگ رو لاک کرده اند!! به همين خاطر نمی توانم به دوستان سر بزنم. حتی وبلاگ خودم رو هم نمی تونم ببينم! اگر همين طوری پيش برود مجبورم دست به دامن سايتهای فيلتر شکن بشوم...!!

 

دوم- هر چند کمی دير شده ولی عيدتون مبارک و نماز و روزه هاتون قبول...

 

سوم - اين يکی رو من هيچی نمی گم... هيچ کس ديگه هم هيچی نمی تونه بگه!

 

 می شود بفرماييد دمکراسی يعنی چی؟؟!!

خطبه ها رو هم ميتونيدتوی اين سايت بخونيد...

 

چهارم - يه هديه به عليرضا گه از کربلا برگشته بود بدهکار بودم:

 ديدی ای دل عاقبت قابل شدی ***** بر طواف ميکده نایل شدی

شد روا حاجات چندين ساله ات ***** کار خود را کرد آخـر نـالـه ات

ديـدی آخـر ســاحت جـانـانـه را ***** بوسه افشاندی در ميخانه را

قـتـلـگاه کــربـلا يــادش بـخـيــر ***** گريه هـای نينـوا يـادش بخير

نـالـه های عـلـقـمـه يادش بخير ***** جای پای فاطمه يادش بخير

گرچه سر تا پـای تو با شـاه بود ***** حيف عمر اين سفر کوتاه بود...

 

پنجم - به طرز فجيعی التماس دعا دارم!!

 

ششم - هيچی!

 

هفتم - يا حق!!