می خواهم يک چيزی بگويم می دانم به بعضيها برمی خوره اما بی خيال...

توی طرح ولايت در بحث جريان شناسی آقا سراج مباحث مختلفی رو بيان کردند مثل جريان برنامه ريزی شده حلقه کيان و برنامه زمان بنده شده براندازی نظام...

خلاصه بچه ها خيلی ترسيده بودند و همه رنگشان پريده بود که در آخر بحث آقای سراج خيلی راحت گفتند که خيالتان راحت باشد... اينها به جايی نمی رسد.چند تا  دليل هم گفتند که من امروز به يکی از آنها اشاره می کنم... شايد بعدا بقيه اش را هم گفتم.

می گفتند مشکل اينها نداشتن نيروهای جان بر کف است... طرفداران اينها بسيار ترسو هستند و با يک «پخ»!! زودی فرار می کنند...

تازگی ها اين مساله برايم خيلی ملموس شده. همه کسانی که توی وبلاگ بد و بيراه می نويسند بدون استثناء هيچ آدرسی از خودشان نمی گذارند... اين آقا پدرام هم که امروز ظهر چند تا پيام که معرف شخصيت خودش بود گذاشته بود مثل بقيه...

باز تاکيد می کنم در اين وبلاگ جا برای مخالفان هم هست به شرطی که با کمال ادب و منطق نظراتشان را بنويسند. من هم سعی می کنم تا آنجاييکه بلدم شبهه ها را برطرف کنم و چيزهايی را هم که بلد نبودم يا می پرسم و يا قبول می کنم...

والسلام علی من اتبع الهدی

يا حق!!