عشق من... مولای من... سید علی.

سلام...

چند وقتی است که مطلب درست و حسابي ننوشتم. اگر خدا بخواهد از امروز بحثی را راجع به ولايت فقيه شروع می کنم.

اولين مطلبی که در اين باره به ذهن می آيد رابطه دين و سياست است... نمی خواهم از ديد فلسفی به اين موضوع نگاه کنم.

معمول است که می گويند سياست همه اش کلک و حقه بازی است و از اين حرفها و اگر دين بخواهد در سياست دخالت کند آلوده به اين مسايل می شود... و نمی دانم دين را کادوپيچ کنيد بگذاريد يک کنار که به گوشه قبايش گرد ننشيند و تقدسش حفظ شود و از اين حرفها...

در حقيقت اين گفته که در نظر اول تا حدودی قابل قبول می نمايد مغالطه ای بيش نيست. ببينيد:

در ابتدای اسلام و در جامعه پيامبر اسلام و بعد در حکومت امام علی(ع) دين و سياست با هم بودند... اما بعدها بوسيله خلفای نالايق و مسايل ديگر اين دو از هم جدا شدند. حالا چرا وقتی اين دو باز هم بخواهند با هم مرتبط شوند دين آلوده شود؟

ما می گوييم که دقيقا برعکس است... دين می تواند سياست را پاک و سالم کند؛ و نظريه حکومت اسلامی ما نيز دقيقا همين هدف را دنبال می کند.

فکر می کنم برای امروز کافی باشد. ان شاء الله به زودی اين بحث را ادامه خواهم داد.

التماس دعا... يا حق!!