سلام...

... داشتم می گفتم درباره کسانی که در سال پاسخگويی احساس کردند که زرنگی کردند و کسی هم نفهميده! (نگذاريد اسم ببرم...)

يکی نيست به اين حضرات بگه که بابا اهل ولايت به مولاشون علی(ع) اقتدا کرده اند. (خار در چشم و استخوان  در گلو...) امان از آن روزی که به فرمان أقا و مولايشان رو در روی کسانی بايستند که جای سجده و ...

اما آن حکايتی که قولش را داده بودم:(کپی رايتش متعلق به حاج آقا پناهيان هستش!)

جونم واستون بگه که قبل تر ها شهريه طلاب مثل حالا نبوده که فيش و... داشته باشه. می رفتند از خود علمای بزرگ هرقدر لازم داشتند می گرفتند... خلاصه يه طلبه ای بچه دار می شه و توی خرج می افته... ميره پيش آن عالم و می گه آقا خدا به ما فرزندی داده. اگر ممکنه يک قدری کمک خرجی به ما بديد. آن آقا هم بدون اين که اصلا به آن طلبه نگاه کنه از زير تشکچه ای که روش نشسته بوده مقداری پول بهش می ده...

می گذره و دوسه ماه بعد دوباره بی پولی به همان بنده خدا فشار می آره. با خودش فکر می کنه آقا که به ما نگاه نکرد و ما رو نديد؛ تا حالا هم حتمن يادش رفته... دوباره میآد پيش همان آقا و همان حرفها... آقا هم دوباره همان طوری بدون نگاه کردن پول رو می ده...

دوباره دوسه ماه بعد همان ماجرا تکرار می شه... اين بار آقا اول پول را همان طوری بدون اين که نگاه کنه در مياره و ميده اما بعد رو می کنه به آن بنده خدا و ميگه:

«اما قدر زنتو بدون... هر دو ماه برات يه بچه میاره...!!»

آره داداش! اهل ولايت احمق نيستند... حسن ظن دارند... سعه صدر دارند...

التماس دعا... يا حق!!