به نام خدا

رئيس جمهور فرانسه د رپيامی تلوزيونی اخيرا گفت: بحران کنونی فرانسه بحران هويت است

بحث در خصو ص مسئله فرانسه نياز به داشتن درک درست از فرانسه و شرايط آن است. ولی در خصوص بحران هويت چند نکته لازم است گفته شود؛
  •  بحران هويت٬ بحران انسان معاصر است.بحرانی که حاصل دور افتادن از وطن ايمانی است. هر کسی نامی بر آن می گذارد؛ دوری از خويشتن٬ بی عالمی٬ بحران معنويت ٬گم گشتگی و از خودبيگانگی ... که همگی اشاره به امر واحدی دارند.به قول استاد مطهری انسان معاصر خود حيوانی خويش را بدل از خود انسانی و ملکوتيش گرفته است. توضيح اين که انسان دارای دو بعد است و آنکه اصالت دارد بعد انسانی و ملکوتيش است نه حيوانی. انسان معاصر اصالت را به بعد حيوانی داده و حتی تا انکار ديگری پيشرفته است. يکی از بارزترين نمودهای اين مسئله نيز اينست که انسان معاصر خود را از نسل ميمون می داند٬ علی رغم ادله های علمی و نقلی که برای انکار اين گفته وجود دارد يعنی ...
  • بايد دقت کرد اين گفته ها در خصوص بحران هويت با آنچه که مد نظر شيراک است در حاليکه نامربوط نيست٬ متفاوت است. توضيح اين که در يک نظر کلی به عالم خواهيم ديد که پيشرفت و رفاه مادی عده ای در عالم (اروپای غربی و آمريکای شمالی) وابسته به استثمار و فلاکت روزافزون عده ای ديگر (امريکای جنوبی و آفريقا و اسيا...) است. به ديگر سخن عدالت در اين عرصه هيچ جايگاهی مشخص و اصلی ندارد و اگر هم مطرح شود حداکثر بصورت تامين اجتماعی و ... است يعنی پولی که ثروتمندان می پردازند تا نيروی کار شورش نکند و بتواند کار کند؛ خيلی منطقی مثل بنزينی که به ماشين می دهند تا بتواند حرکت کند...حال مشکل در اينجاست که در پاريس و چند شهر ديگر اروپا به علتی تاريخی يعنی جنگ جهانی دوم و امر بازسازی ودر نتيجه نياز به نيروی زياد کار... اين دو منطقه به يکديگر نزديک شده اند٬ يعنی آشوبهای فرانسه شورش نسل های دوم و سوم بيچارگانی است که وظيفه بازسازی اروپای جنگ زده را بر عهده داشته اند.اينها کسانی هستند که به خوبی نتايج نگاه نادرست به انسان را با تمام وجود درک می کنند...