جمعه 10/۹/۸۴ صد فيلم: فرانچسكو

 

فيلمي تاريخي، در خصوص جواناني كه به دنبال معنايي عالي و ديگرگون از زندگي « ما يك عده كشيش خشك نيستيم، ما يك عده انسانيم كه خدا را دوست داريم و هر كدام هم به طريق خود ...»

اين وجه از مسئله چيزي نيست كه مي خواهم در مورد آن بنويسم، سوال و مسئله ايست كه تمام زندگي ما است. زندگي ما پاسخي بدان است ولي يك وجه ديگري در فيلم نمايش داده شد؛ تلاش يا بهتر بگوييم مبارزه ايشان در راه عقيده شان، براي رسيدن به آن معناي عالي و ديگرگون از زندگي كه ايشان مدعي بودند كه خوشبختي و بهروزي و آرامش در ان است. مثلا درباب فلسفه ثروت و توزيع عادلانه آن، به ديگران مي گويند كه ثروت براي آسايش و استفاده انسانها ست و اگر قرار است كه موجب تعلق و سپس جنگ و خونريزي و تمام عمر زحمت و رنج براي جمع آوري آن  باشد پس به چه دردي مي خورد و در ثاني هنگام كه ديگران در گرسنگي هستند سيري ما چه لذتي دارد. پس تمام ثروت خود را دور ريختند و زندگي اي را٬ آنگونه كه نمايش داده شد در گدايي و تجرد و پابرهنه شروع كردند و البته با همه مهربان...

    مي خواهند به ما مبارزه را ياد بدهند!

گاهي گاندي را علم مي كنند گاهي ماندلا ، در زماني ديگر ماركس و انگلس، انقلابات كارگري؛ لنين و تروتسكي و... و يا در موقعيتي فيدل كسترو و چه گوآرا البته چه گوآراي ماليخوليايي ... اين هم از آن دست است بايد به اين ليست فرانچسكو را هم اضافه كرد.

نمي خواهم كسي را تحقير كنم. در مقابل اراده و جديت هميشه زانوان به رسم احترام به زمين سائيده شده است و اين جمله كه « لذت زندگي در مبارزه است» معنايي دوباره يافته است ولي ... ما در مكتب ديگري بزرگ شده ايم و مبارزه بالي است كه ما را به آسماني بالاتر از اينها پرواز مي دهد.به قول امام امت: «اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ! اي غفلت زدگان! بيدار شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست! آمريكا و شوروي در كمين نشسته اند و تا نابودي كاملتان از شما دست بر نخواهند داشت ...»

تازه مبارزه ما از ايجا شروع می شود...