سخنان زير از مصباح يزدي هست . بخوانيد و ببينيد که اين ملاها چگونه بجان هم افتاده اند و ميخواهند حکومت کنند و ايران و مردم ايران اصلا برايشان ذره اي ارزش ندارد. بخوانيد از آخوند مصباح يزدي...در ادبيات سياسی امروز دو نوع حكومت است. سلطنت و جمهوری، امام ميخواست‌ نفی سلطنت كند و برای نفی آن به زبان ادبيات سياسی بايد جمهوری گفت، پس انتخاب واژ‌ه‌ی جمهوری برای نفی سلطنت بود نه آن جمهوری كه در غرب مطرح است يعنی دموكراتيكی كه همه چيز تحت آرا و هوس‌های مردم باشد، جمهوری كه هدف آن اسلام باشد ، نه اين كه در كنار اسلام هدف ديگری به نام جمهوری داريم كه اين نوعی شرك است.

يکی برای مطلب قبلی کامنت جالبی گذاشته بود حيف ديدم که ديگران از خوندنش محروم بشوند٬ حرفهای اين بنده خدا را ريز نوشتم تا ريز بودنش را بيشتر جلوه بدهم...

...و اما بعد

۱-اولا که اين به جان هم افتادن که اين بنده خدا گفته مطمئنا بين مومنين اتفاق نمی افته و مومن هم ملا و غيره ملا نداره و البت غير مومن هم.فلسفه تاريخ و جنگ بين جبهه حق و باطل و اين که ما در جبهه حق بين مومنين منازعه نداريم ولی بين کفار بر سر جيفه دنيا هميشه جنگ است و ... بماند برای فرصت ديگر.(مثلا خيلی ميدونيم!!!)خلاصه من هم تصديق می کنم که سر عقيدمون با هر کی که باشه جنگ داريم ...به قول اون بزرگوار ؛ جنگ ما جنگ حق وباطل بود و اين جنگ تمام شدنی نيست(خدايش با اجدادش محشور کند)

۲-دوما و سوما رو هم يادم رفت                                                                                        

 يا حق مبارز