پس از اینکه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی در حرم امام رضا(ع) با آن لحن از تکنوکراتها نام بردند، بحث های جدی در محافل سیاسی و بحث های انتخاباتی و همچنین فضای مجازی درباره مفهوم تکنوکراسی و تکنوکراتها در گرفت.

به لطف خدا به طور اتفاقی دیروز به این مصاحبه برخوردم که ظاهراً در سال 60 در مجله سروش چاپ شده است:

سؤال: انقلاب اسلامى دگرگونى ‏هاى عمیق و فراوانى در ارزشها پدید آورده است. جنابعالى این دگرگونی ها را در قشرهاى مختلف جامعه و بخصوص قشر تکنوکرات و متخصص چگونه ارزیابى مى ‏کنید؟

 جواب: در غیر از این قشرى که اسم آوردید که خب، دگرگونى ‏ها آشکار است. قشر توده‏ ى مردم و ... قشرى که قاعدتاً تحرک انقلابى بیشترى داشته و دارد. و این هم که مشخص است و مى‏دانیم که چقدر ارزشها تغییر پیدا کرده.

سابق، ارزش به این بود که کسى مثلاً دو سه تا پسرش توى اداره یا مثلاً فرض کنید که توی شهربانى یا توى ارتش شغل داشته باشند، درجه داشته باشند، صاحب منصب باشند. امروز ارزش به این است که کسى دو تا پسرش تو میدان شهید شده باشد، سه تا پسرش شهید شده باشد. آن مى ‏گوید: شما سه تا پسرتان شهید شده، من سه تا پسرم هم شهید شده، یک دامادم هم شهید شده. این یک ارزش را نشان مى‏ دهد. همه هم این را ارزش مى ‏دانند. یعنى وقتى که این دو نفر، این یکى سه تا پسرش شهید شدند، یکى سه تا پسر و یک دامادش شهید شدند، اگر بیایند توى جامعه، به این 19/5 مى ‏دهند، مثلاً فرض کنید به آن مى‏ دهند بیست. یعنى مردم واقعاً این را ارزش مى ‏دانند و در جامعه یک ارزش است.

آنى که پسرش در جبهه جنگ است، در سربازى است، با سربلندى مى ‏گوید که من بچه‏ ام جبهه است. سابق هیچکس با سربلندى نمى‏ گفت بچه ‏ى من سربازى است. امروز با سربلندى مى ‏گوید آقا بچه ‏ى من سرباز است. آن بچه ‏ى دیگرم هم پاسدار است. هر دو هم توى جبهه ‏اند مثلاً. این را بعنوان یک ارزش مى‏ دانند. این طبقات متوسط مردم است. یعنى طبقه ‏ى پیشه ور، طبقه ‏ى کشاورز، طبقه ‏ى روحانى، طبقه دانشجو، طبقه کارگر و دیگر طبقاتى که وجود دارند.

طبقه‏ ى تکنوکرات و متخصص که شما گفتید، در آن طبقه هم ارزشهاى انقلاب اثر گذاشته، دلیلش هم این است که اگرچه تکنوکرات را تکنیک گرا باید بگوئیم، یعنى باصطلاح محور تفکر خودش را صنعت، تکنیک، حرفه، تخصص قرار مى‏ دهد، یعنى دلبستگى‏ اش به آن است و اصلاً شاخصه‏ ى تکنوکراسى همین است، بنابراین دلبستگى او تخصص است و چون دلبستگى ‏اش تخصص است، نمى‏ تواند انقلاب دلبستگى او باشد. اگر هم شد، دلبستگى دومش خواهد شد.

در عین حال محیط انقلابى در این طبقه هم کاملاً اثر گذاشته. الان شما ببینید چقدر از متخصصین ما، خب تکنوکراتهاى این مملکت... چقدر از این متخصصین ما الان در خدمت کارهاى همین جنگ تحمیلى هستند. ما الان کسانى داریم که اینها از اول شروع جنگ تا به امروز تخصصشان، انگیزه‏ شان، خلاقیتشان، استعدادشان در خدمت ساخت سلاح، تعمیر سلاح، تکمیل پروژه ‏هاى تسلیحاتى و غیره [هستند] و خیلى دیگرشان که در کار تسلیحات و جنگ و این حرفها نیستند، در کار جهاد سازندگى، در کار آبادانى. هزاران مهندس و متخصص در رشته‏ هاى مختلف در جهاد سازندگى اینها کى ‏اند؟ اینها همان متخصصین هستند، اینها همان صنعت گراها و تخصص گراها و تکنولوژى گراها هستند. درست است؟ در عین حال فرهنگ انقلاب اینها را به خودش کاملاً جذب کرده، اینها را در خودش هضم کرده.

البته کسانى هم در این طبقه هستند که هنوز که هنوز است، پوستِ کلفتشان هواى انقلاب را، لطافت انقلاب را لمس نکرده و جذب نکرده... هنوز نزدیکتر نشدند، اما خب هرچه مى ‏گذرد، یواش یواش نزدیکتر مى‏ شوند...