1. این روزها شدیداً درگیر برگزاری دو دوره آموزشی بودیم - و البت هنوز هم هستیم! - که باعث شده کمتر بتوانم به وبلاگ سر بزنم. امیدوارم در آینده ای نه چندان دور فرصتی بشود که درباره آنها - که هر دو مرتبط با حضرت آقا می شود - مختصری بنویسم.

2. امروز، روز شهادت حضرت حمزه سیدالشهداء است. راستش سال گذشته در ایام فاطمیه اتفاقاتی افتاد که در نهایت ارادتم را نسبت به ایشان چند برابر کرد؛ به طوری که اسم پسرم را که در همان ایام به دنیا آمد، حمزه گذاشتم!

برای مثال، این روایت را درباره زمان غصب خلافت امیرالمومنین(علیه السلام) ببینید:

 سدیر مى‏گوید: خدمت امام باقر علیه السّلام بودیم، سخن از امورى به میان آمد که مردم پس از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم پدید آوردند، و اینکه چقدر امیر المؤمنین علیه السّلام را خرد کردند. مردى از آن جماعت گفت: خداوند روزگارت را سامان بخشد، در آن هنگام ارجمندى و عدّه بنى هاشم چه شده بود؟ امام باقر علیه السّلام فرمود: در آن روزگار چه کسى از بنى هاشم باقى مانده بود؟! تنها جعفر و حمزه بودند که در گذشته بودند و تنها دو مرد ناتوان و خوار و نو اسلام یعنى عبّاس و عقیل حضور داشتند که آنها هم از طلقا بودند. بخدا سوگند اگر حمزه و جعفر در صحنه مى‏بودند آن دو نفر به خلافت دست نمى‏یافتند... (کافی، ج‏8، ص 190)

3. اما از همه اینها که بگذریم، می رسیم به خبری که امروز حالمان را سر جا آورد و خستگی این چند روز کار شبانه روزی را از تنمان خارج کرد. حضرت آقا دیشب (سه شنبه، 22 شهریور 1390)  در دیدار با علما و نخبگان شرکت کننده در مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) جمله ای فرمودند. دوستان ما که در دوره همگی با شنیدن این جمله ذوق زده شدند! یک خبر، و یک مژده:

ما این حرکت عظیم دنیای اسلام را یک دروازه ای می دانیم که به سوی حاکمیت اسلام ختم خواهد شد.

ان شاءالله که این مژده هم مثل خبرهای دیگر ایشان از آینده - که همگی بدون استثناء جامه عمل پوشانده اند - هرچه زودتر و در زمان ما محقق شود...

یا حق!!