البته باید این پست رو هفته قبل، یعنی روز جوان می گذاشتم؛ اما اشکالی نداره، حالا قضاش رو به جا آوردم!

واقعاً دقت کردید، آقا این همه در مناسبتهای مختلف، با مسؤولان و اقشار مختلف که صحبت می کنند، آدم به قیافه خیلی از حضار که نگاه می کنه، پیش خودش میگه آخه آقا قربونت برم! داری این چیزا رو به کی میگی؟! اما ببینید آقا چی میگه:

مخاطب‏ اصلىِ بیشترین حرفهاى ما هم شما یعنى نسل جوان دانشجو هستید. «ما» که مى‏گویم، نه من به‏ عنوان یک مسئول در نظام جمهورى اسلامى؛ نه. من به‏ عنوان «علىّ خامنه‏ اى»، به‏ عنوان یک طلبه و یک روحانى و به‏ عنوان کسى که به مسائل علمى و فکرى در زمینه‏ هاى اسلامى، در زمینه‏ هاى تاریخى، در زمینه‏ هاى سیاسى ذى‏علاقه است. البته مسئولیت هم خودش یک داستان دیگر و ماجراى دیگرى است.

مخاطب اصلىِ من قشر جوان است و در میان قشر جوان، فرزانگان و نخبگان و اهل دانش و فرهنگ و علم و معرفت و کتاب‏ و نوشتن و گفتن و فهمیدن و پیش رفتن. البته حجابِ مسئولیتهاى مملکتى جلوِ بسیارى از این‏ها را مى‏ گیرد؛ یعنى خود ما هم نمى‏ توانیم این حجاب را بدریم و به آن نقطه‏ ى مرکزىِ سخنِ دل برسیم. بنابراین حرفهاى زیادى وجود دارد و به قول شاعر مشهدى ما: «یک سینه حرف، موج زند در دهان ما».

(بیانات در دیدار از دانشگاه صنعتى شریف‏ 1/ 9/ 1378)