این پست، فقط تذکری است به خودم؛ به دوستان، بزرگان و... بر نخوره!

این سنّت تاریخ است. کسى که ضربه مى ‏خورد، از غفلت و بدکارى و سستى و بى‏حالىِ خود ضربه مى ‏خورد. ملتى که سرِ کار خود و در پُست خود و در انجام وظیفه ‏ى خود کوشاست، پیروز است و کارها را پیش خواهد برد.

این چیزى است که ما فقط در کتابها نخوانده ‏ایم و فقط به حکم استدلال عقلى به آن پایبند نشده ‏ایم؛ آن را در عمل مشاهده کرده ‏ایم. بیست و سه سال است که ما هرجا به خود پرداخته ‏ایم و کوشش و جدّ و ایمان و توکّل و هوشمندى و عقل خود را به کار گرفته ‏ایم، پیروز شده ‏ایم؛ اما هرجا ضربه خورده‏ ایم، یکى از این ارکان را کم داشته ‏ایم. هرجا شکست خورده ‏ایم، یک گوشه ‏ى کار را خودمان لنگ کرده ‏ایم. این درس‏ بزرگى است که اگر دیگران در کتابها آن را خوانده‏اند، ما در تجربه ‏ى عملى آن را دیده ‏ایم و لمس کرده ‏ایم.

(بیانات در دیدار پرسنل نیروى هوایى‏ 18/ 11/ 1380)