مخالفان آقا چقدر با ادبند!

سلام...

۱- راستش وقتی ديروز صبح يک نفر يک پيام پر از فحش و ناسزا را ۸ بار فرستاده بود گفتم نديده بگيرم و چيزی نگويم. اما وقتی ديروز عصر باز هم فردی دو بار يک پيام را که حاکی از ادب و شخصيت والا(!!)ی ايشان بود فرستادند ديگر سکوت را جايز ندانستم.

۲- فکر می کنم بد نباشد اگر از اين به بعد در اين وبلاگ جايی را هم به نظرات مخالف اختصاص بدهيم. (البته نظرات مودبانه و منطقی)

۳- چند روز قبل پيامی داشتيم از shera :

...اين وبلاگ جالب است ...اميدوارم با ديدي باز به اين مقوله يعني مبحث ولايت فقيه بپردازد تا لا اقل براي افرادي چون من كه تمايل به روشن تر شدن موضوع دارند راه گشا باشد ... و هم بتوانيم از پاسخ هاي شما و ديگر دوستان در برابر كساني كه موافق با ولايت فقيه نيستند ويا با شخص اقاي خامنه اي ضديت دارند استفاده بريم . همچنين ارزومندم كه دوستان مخالف هم در كمال ادب و مستدل نظرات خود را بگويند و ما شاهد بحث هايي باشيم كه بدور از احساسات ودر نهايت برهان و منطق باشد . كه اينجانب به شخصه هميشه بر اين عقيده بوده ام كه بر پايه حرف مردم نبايد كسي را كوبيد يا بر عرش اعلي نشاند...

۴- البته اين فقط يک پيشنهاد است. نظر دوستان خيلی مهم است...

 ۵- يا حق!!

/ 46 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مبارز

اگر شهردار فعلی تهران نماينده اصلاح طلبان واقعی است پس يقين داشته باشيد که سگ زرد خود شغال است. آن چيزی که ما ميدانيم شهردار تهران پس مانده آخرين نسل نيروهای ذوب شده در ولايت است که پرونده های تروريستی و آدمکشی در داخل و خارج کشور دارد .با شناختی که در پنج شش سال اخير از مردم خصوصا جوانان بدست آمده محال است که بار ديگر اين طيف امتحان پس داده رو بيايد. نه اينکه مردم تهران با چنان رای باشکوهی به اين عنصر مجهول رای دادند؟ در ضمن اين ولايت پرستان بودند که در انتخابات 76 حالشان گرفته شد نه امثال بنده .-----افتضاح اصلاحطلبان در شورای شهر تهران راقبول دارم ولی جاهايي مثل اصفهان و مشهد هم بود که نسبتا بهتر بود.--------------- در بحث تجربه و تغيير شما دامنه بحث را يک پله بالاتر کشيديد و از گرسنه شدن سخن رانديد. گرسنگی جزء تجربيات غريزی است(يا همان ژنتيک)درحاليکه بحث ما روی تجربيات اکتسابی بود. بنا براين تجربه منابع گوناگونی دارد وچيزهايی مثل احساس گرسنگی بطور کلی از دايره اين بحث خارج است.شما هر جا گير ميکنيد از واژه مغلطه استفاده ميکنيد و موضوعات غلط انداز و خورده شيشه وارد بحث ميکنيد.

مبارز

شما زرنگيد. از نظريه فوکوياما استفاده کرديد تا بگوييد ليبرال دمکراسی آخرين نظريه است و بعد دست بدامن قرآن شديد تا برای ليبراليسم يک آلترناتيو مفت و مجانی دست و پا کنيد. ولی ما از شما زرنگتريم.نظريه برخورد تمدنها هم هست که معلوم نيست طرفداران اسلام ناب خامنه ای رفسنجانی و محمدی ميخواهند با کدام سلاح به جنگ آن بروند. با سلاح هسته ای؟! يا با کوبيدن هواپيماهای مسافربری به ساختمانهای بلند مرتبه! يا با تجاوز به زنان در زندانها يا با صدور تروريست به اقصی نقاط جهان مثل بوينس آيرس آرژانتين، عراق لبنان يا با انفجار بمب در حرم امام رضا و انداختن گردن ديگران يا با انداختن ميني بوس نويسندگان و روزنامه نگاران مملکت به ته دره يا با اعدام سه هزار زندانی سياسی درسال 67 بدون محاکمه تنها در ظرف سه روز،و يا با ... ============== در مورد عامل ترور محمد باقرحکيم گفتنيها گفته شد. من دستگاه ولايت عظمای فقيه را مستقيما متهم کردم و شما آمريکا را. بهتر است نتيجه گيری را به مردم ايران و همچنين به گذشت زمان که رازها را بازگو ميکند واگذارکنيم.

مبارز

من خيلی تمايل به ادامه بحث ندارم چون دوطرف نقطه نظرات خود را گفته اند و بيشتر ازاين هم اصلا اين سبک وبلاگها برای بحثهای طولانی مناسب نيست. چون فقط دو نفر طرف بحث ميدانند کدام مورد، جواب کدام مورد است و ديگر خوانندگان يک حالت گيجی پيدا ميکنند. اين بحثها را بهتر است در سايتهایی مثل Iranbahs.com يا urmiacity.com ادامه دهيد. ولی وب مستر محترم اين وبلاگ نقطه نظراتی دارند که بنده نميتوانم در برابر آن چيزی نگويم چون ممکن است برای بازديدکنندگان اين امر مشتبه شود که بنده تسليم نقطه نظرات نخ نما شده و واقعيت گريز اين طيف افراد شده ام. بطور مثال ايشان ادعا کرده افرادی مثل بنده که در خرداد 76 به آقای خاتمی رای داديم از نتيجه آن انتخابات حالمان گرفته شد و ذوب شدگان در ولايت از نتيجه آن انتخابات حظ کردند!!!======= نکته ديگری که توجه منرا جلب کرد اينکه شما پاسخهايتان را يک خطی تايپ ميکنيد و در تعداد پيغام بيشتری تقسيم ميکنيد تا فضای بيشتری از صفحه را اشغال کند. درنتیجه پاسخهای من گم می شود. چرا؟! دو بيت شعر گفتيد در دو پيغام؟!!

مبارز جان چرا عصبانی شدی؟!

سلام بر جناب مبارز! لحن اين پيامهای جديد نشان می دهد کمی عصبانی شده اید... اگر مايليد بحث را تمام کنم من هم موافقم اما... در مورد شهردار تهران چیزهایی که شنیده اید باز هم مثل دو مورد که قبلا هم اشاره کرده ام(هناق و...) است. از اين ناراحتم که شما يا خيلی ساده لوحيد يا بقيه را ساده فرض کرده ايد. من سعی کرده ام تمام جوابهايم با منطق و استدلال باشد اما شما همه اش می گوييد شنيده ام... در مورد مغالطه (نه مغلطه) اگر شما هم زمانی مجبور شده بوديد ۱۰۸ نوع مختلف مغالطه را حفظ کنيد خيلی راحت در بحثها متوجه مغالطه های طرفتان می شديد... گرسنگی هم فقط يک مثال بود. فرد زيرک به ماه نگاه می کند نه نوک انگشت(می توانيد به جای گرسنگی که به قول شما يک قانون غريزی است يک قانون تجربی بگذاريد مثل جاذبه زمین یا هر چیز دیگر...من فقط منظورم اين بود که قانون های کلی با تغيير شرايط عوض نمی شوند و اسلام هم قانون کلی برای سعادت بشر است) بقيه در بعدی...

مجيد

در مورد زرنگی من اين نظر لطف شماست!... اما دليل خوبی نياورده ايد. چون نظريه برخورد تمدنها و پايان تاريخ اصلا ربطی به هم ندارند و دو مقوله کاملا متفاوت هستند (بگذريم از اين که برخورد تمدنهای هانتينگتون قبل از پايان تاريخ فوکوياما ارائه شده است...!) فرض کنیم به قول هانتينگتون تمدنها با هم برخورد کنند (مسیحیت و یهود از یک سو و اسلام و کنفوسیوس از سوی دیگر) بالاخره بعد از ليبرال دمکراسی غرب با چه چيزی (يا به قول شما سلاحی) قرار است به جنگ شرق بيايد؟! ليبرال دمکراسی آخرين تير در کمان غرب است و بر فرض درست بودن نظريه برخورد تمدنها (که مسلما اشتباه است و در جای خود می شود آن را اثبات کرد) باز هم هيچ تناقضی با پايان تاريخ ندارد!!! آن تهمت هايی هم که زده ايد و با عصبانيت و بدون هيچ منطقی آنها را پشت سر هم قطار کرده ايد همه اش با عرض معذرت از شما حرف مفت است... کاش فرصت بود در مورد هر کدام مفصلا صحبت کنیم مثلا برجهای دو قلو را که خیلی تابلو بود که خود آمریکا منفجر کرد دلایل زیادی دارم ساده ترین آنها: ۴ هزار کارمند یهودی روز انفجار کجا تشریف داشتند؟؟!!...در مورد آيت الله حکيم با نظر شما (قضاوت خوانندگان) موافقم علا

مجيد

که من موارد را يک خطی تایپ می کردم اين بود که اين سبک نوشتن من است که مورد به مورد شماره بندی می کنم( می توانيد به وبلاگ من سر بزنيد و ببينيد)...

مجيد- گفتگوی سوم با مبارز

از ميان نظرات من و شما هم خوانندگان خودشان قضاوت می کنند کدام نخ نما شده و غير منطقی است... به آدرس هايی هم که داده ايد ان شاءالله سر می زنم. مثالی هم که زده ايد افرادی که واقعا (نه از روی مصلحت و به طور نمايشی) ذوب در ولايت باشند خوشحال شدند چون به قول آقا تعداد آرا مهم است نه اين که چه کسی رای بياورد. تعداد آرا نشان دهنده تعداد رای به نظام است... بعد هم معمولا افراد مثل شما فراموشکارند. سال ۷۶ هم دقیقا مثل الان هیاهوی تحریم انتخابات وجود داشت و کسانی کارهایی می کردند کا اکنون شما در سايت خودتان انجام می دهيد اما بعد از رای آوردن آقای خاتمی با کمال وقاحت آرای ايشان را به نفع خودشان مصادره کردند... بگذريم مگر چند ماه تا انتخابات باقی مانده؟ صبر می کنيم و می بينيم... فکر می کنم ديگر کافيست... ممنونم که در کمال ادب نظراتتان را گفتيد و نظرات من را هم شنيديد... انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا...

مجيد

سريال مجيد و مبارز از ۳۹ پيام قبل... می توانيد بخوانيد و قضاوت کنيد... نظری هم اگر داريد منتظرم...

بنده خدا

اميدوارم هرچی زودترشفاپيداکنی مبارز!!! راستی مبارز نظرات عتيقه و عصرحجريت را تو سطل آشغالهای غرب هم نمی شه پيداکرد

مسلمان

آخه حرف مفتي كه ازسوراخ موش مي ياد جواب نداره !!!